سِلفی (خود نگاره) ؛ ظهور و تجلی فردیت در هنر معاصر
Abstrak
در سوبژکتیویته دکارتی، انسان محور اصلی حقیقت گردید و سوژه، اصالت یافت. اگرچه دکارت تحلیل خود را با من اندیشنده فردی آغاز میکند، اما در نهایت، به استنباطی کلی درباره انسان میرسد و فرد انسانی در محاق قرار میگیرد. این وضعیت در نظامهای فکری پسادکارتی تداوم مییابد؛ تا در قرن نوزدهم با ظهور اندیشههای فردگرایانه اگزیستانسیالیستها، تلقی نوع باورانه در باره انسان به چالش گرفته میشود و به فرد انسانی با تمامی ویژگیهای فردیاش توجه میشود. در وادی هنر،، هنرمندان اندکی پیش از شکلگیری جریانهای فردگرایانه در عالم تفکر، با روشهای گوناگون بازنمایی بر ویژگیهای فردی مدل، تاکید نمودند. خودنگارههای هنرمندان پسارنسانسی یکی از مهمترین تجلیات این رویکرد فردمحورانه است. از طرفی، با اختراع دوربین عکاسی، تحول در تعریف هنر و به رسمیت شناخته شدن عکاسی به عنوان رسانه هنری، اشتیاق سراسری به خلق تصاویر مبتنی بر ویژگیهای فردی نیز گسترش مییابد. با رشد تکنولوژی و تولید تلفن همراه مجهز به دوربینهای عکاسی، این هنر بیش از پیش فراگیر شده و پدیدهای بنام سلفی بهعنوان یکی از تجلیات فردمحوری رایج، رونق بسیار مییابد. پرسش اصلی این مقاله، امکان بررسی فلسفی پدیده نوظهور سلفی از منظر فردگرایی جاری میباشد که طی مسیر پژوهش، به پرسشهای فرعی چگونگی سیر سوبژکتیویته دکارتی به فردگرایی، چرایی هنر نامیدن سلفی و چگونگی روند سیر آثار هنری انسانمحور به فردمحور پاسخ داده میشود. رویکرد این مقاله، رواج فردگرایی در اندیشه معاصر است که بر بستر آن تلاش میشود، پدیده سلفی مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله با واکاوی ریشههای فلسفی پدیده نوظهور سلفی، این نتیجه حاصل میگردد که، یکی از علل اقبال عمومی به این رسانه نوظهور، فردگرایی جاری در دوران معاصر منتج از سوبژکتیویته دکارتی است. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی است که به روش مطالعه کتابخانهای اطلاعات گردآوری شده است.
Topik & Kata Kunci
Penulis (2)
مهدی خانکه
محمد شکری
Akses Cepat
- Tahun Terbit
- 2021
- Sumber Database
- DOAJ
- DOI
- 10.22051/jtpva.2020.30289.1165
- Akses
- Open Access ✓